آدم عاشق این است که خودش را خشن و بد بداند اما آدم نه خشن است و نه بد. فقط کم دل است. بهش بگو ظالم، جانی، دزد، قالتاق تا برایت غش کند و دوستت بدارد و فخر بفروشد به اینکه در رگهایش خون گردن کلفتها و چپاولچیهای تاریخ روان است. بهش بگو دروغگو، دزد، حداکثر از دستت به عنوان توهین به دادگاه شکایت میکند. اما بهش بگو ترسو، آن وقت از خشم دیوانه میشود و برای اینکه این حقیقت گزنده را بپوشاند حتی به مرگ حاضر میشود.
دون ژوان اعیان زاده ای بوده است از مردم قرون وسطی، شاید. شاید هم تنها تصوری و مثالی بوده است از تجسم شور حیات و حس جسم، زائیده ی ذهن مشترک مردم در زمینه ی یک تمدن مسیحی، مانند دکتر فاوستوس، که او هم یا دانشمندی بوده است از مردم همان قرون وسطی، یا تنها تصوری و مثالی از تجسم تفکر در حیات – و او هم در زمینه ی یک تمدن مسیحی.
برای همین هرگاه یادی از هر یک از این دو می رفته است با یادی از شیطان و وابستگی به دنیای دوزخی همراه بوده است، چون آن مذهب و آن تمدن توقع ایمان بی گفتگو و بی پرسش را می داشت، و هر پرسش یا هر بستگی به جسم و اندیشه را ضدیتی به مذهب و به ایمان تلقی می کرد و از آن معنی بستگی به نیروهای ضد مذهب، به شیطان را می گرفت. و این روال رایج هرجور خشک اندیش است، در هر زمان و به هر رنگ بی فکری.
جورج برنارد شاو نمایشنامهنویس سبک کُمیک، منتقد ادبی و مبلغ سوسیالیست ایرلندیتبار است. از او بهعنوان پرقدرترین نمایشنامه نویس بریتانیایی پس از شکسپیر و نافذترین رسالهنویس پس از جاناتان سوییفت، هجونویس ایرلندی، یاد میکنند. برنارد شاو همچنین یکی از برترین نقادان موسیقی و تئاتر نسل خود محسوب میشده است. او برای نمایشنامه سنت ژان، در سال ۱۹۲۵ میلادی به دریافت جایزه ادبی نوبل ، نائل آمد.
… پیرزن: ببخشید، من خیلی تنهام ــ اینجا هم خیلی بدجوری است. دون ژوان: تازه آمدهاید؟ پیرزن: بله، گمان میکنم امروز صبح مُردم، توی رختخواب بودم و خانوادهام دوروبرم بودند و چشمهام را دوخته بودم به صلیب، بعد تاریک شد و وقتی که روشنی برگشت همین روشنی بود که درش راه میروم اما هیچچیزی را نمیبینم. ساعتهاست که توی این تاریکی وحشتناک سرگردانم.
دون ژوان: آه، هنوز حس زمان را گم نکردهاید؛ اما توی ابدیت به همین زودیها گمش میکنید. پیرزن: کجا هستیم؟ دون ژوان: در جهنم. پیرزن: جهنم؟ در جهنم؟ به چه جرأت این را میگویی؟ دون ژوان: مگر چه شده، سینیورا؟ پیرزن: نمیدانی با که داری حرف میزنی؟ من یک خانمم، دختر باایمان کلیسا هستم. دون ژوان: شک ندارم.
پیرزن: پس چطور میشود که در جهنم باشم. برزخ و زمهریر، شاید. بیخطای محض که نبودم. هیچکس نیست. ولی جهنم، نه، دروغ میگویی. دون ژوان: جهنم، سینیورا، مطمئن باشید. جهنم به بهترین صورتش، یعنی به صورت انفرادیش ــ اگرچه شاید باکسیبودن را ترجیح بدهید. پیرزن:اما من با کمال صداقت توبه کردهام، اعتراف کردهام. دون ژوان: چقدر؟ پیرزن: به بیشتر از آنچه که واقعاً گناه کرده بودم. من از اعتراف خوشم میآمد
#نسخه_الکترونیکی.
دانلود فایل دانلود pdf کتاب دون ژوان در جهنم با لینک مستقیم از سایت فارس فایل. این فایل در دسته 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... pdf (رمان،شعر،داستان) قرار دارد و شامل توضیحات کامل، فرمت فایل و اطلاعات دانلود میباشد.
تعداد مشاهده: 9 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 87
حجم محصول:2,954 کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها