مجموعه ۱۸ داستان کوتاه
از داستان راز سحرگاهی: پیش از آن که هوا روشن شود دائی مرا صدا زد و آهسته جلوی گوشم گفت: – پاشو دیر میشه. از لای پلکها نگاهش کردم. صورتش در تاریکی شکل عجیبی پیدا کرده بود. دو زانو آمده بود جلو که مزاحم خواب بقیه نشود. روزهای دیگر از پشت در صدا میزد ولی آن روز معلوم نبود چرا به اتاق آمده و در تاریکی چطور توانسته است من را بین بچه ها پیدا کند. دلم میخواست باز هم بخوابم ولی دائی دوباره صدا زد: – د پاشو دیر میشه. خواب آلود و گیج بلند شدم و به طرف در رفتم. سر راه مادر یواش مچ پایم را گرفت ایستادم گفت: – بنشین. کنار دستش نشستم. آهسته گفت: – همین جوری کجا داری میری؟ کُت تو بپوش… سر راتم مواظب باش دست و پای بچه ها رو لَقَد نکنی. بعد در تاریکی گشت و کتم را پیدا کرد و داد: – اینم بگیر…
##نسخه_الکترونیکی یا #نسخه_اسکن.
دانلود فایل دانلود pdf کتاب راز سحرگاهی: دفتر داستان های کوتاه با لینک مستقیم از سایت فارس فایل. این فایل در دسته 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... pdf (رمان،شعر،داستان) قرار دارد و شامل توضیحات کامل، فرمت فایل و اطلاعات دانلود میباشد.
تعداد مشاهده: 21 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 146
حجم محصول:17,959 کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها